گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

غنچه در گلستان تبسم کرد

بلبل از ذوق آن ترنم کرد

ساقی مست می به رندان داد

عاقل از عشق عقل را گم کرد

چشم ما شد منور از رویش

نظری خوش به چشم مردم کرد

خاطرم می کشد به میخانه

این چنین عزم دل مصمم کرد

خوش خیالی به خواب می دیدم

دوش تا روز دل تنعم کرد

عقل بالانشین مجلس بود

عشق آمد بر او تقدم کرد

خم می خوش خوشی به جوش آمد

سید مست میل آن خم کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام