گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گوئیا چشم ابر می خارد

کآب از چشمهاش می بارد

طرفه دریادلیست سقایم

کآب از بهر ما همی آرد

آب آرد به سوی ما آری

شرم از چشم ما نمی آرد

چشم ما آب می زند بر روی

مژه هم قطره قطره بشمارد

آبیاری به آب دیده کنم

هر که تخم محبتی کارد

آب چشم روان فرو شوید

نقش غیری که دیده بنگارد

نعمت الله امین رندان است

این امانت به اهل بسپارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام