گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هر که از اهل کمال است جلالی دارد

خوش کمالی که جمالی به کمالی دارد

نفس اهل کمال است که جان می بخشد

آفرین بر نفسش باد که حالی دارد

بسته ام نقش خیالی که نیاید به خیال

خوش خیالی که چنین خوب خیالی دارد

جام جان پر می خمخانهٔ جانانهٔ ماست

ساغر ما چو حباب آب زلالی دارد

هر کجا آینه ای در نظر می آید

او به تمثالی از آن وجه مثالی دارد

به سراپردهٔ جنت نکشد خاطر رند

زانکه در گوشهٔ میخانه جمالی دارد

هرکه او مستعد نعمت الله بود

دایم از سید این بنده سؤالی دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام