گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هر که آمد بر سر دار فنا

یابد از دار فنا دار بقا

خدمت منصور از آن سردار شد

ذوق سرداری اگر داری بیا

قل هو الله احد می خوان مدام

چون موحد در خلا و در ملا

ما درین دریا خوشی افتاده ایم

ما ز دریائیم و دریا عین ما

دردمندی را که باشد درد دل

دُرد درد دل بود او را دوا

بر در خلوتسرای می فروش

ساکنیم و فارغ از هر دو سرا

سیدیم و بندهٔ سلطان خود

ما جَمیم و جام ما گیتی نما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام