گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

یار من بی یار کی ماند مرا

خسته و بیمار کی ماند مرا

گر چه بیمارم ولی دارم امید

کو چنین بیمار کی ماند مرا

شادمانم گرچه غمها می خورم

غمخورم غمخوار کی ماند مرا

من چنین مخمور و او مست و خراب

بر در خمّار کی ماند مرا

کار بیکاریست کار عاشقان

عشق او بیکار کی ماند مرا

سر پر از سودا و هم کیسه تهی

بر سر بازار کی ماند مرا

گر نباشد صدق من صدیق وار

سیدم در غار کی ماند مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام