گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کند

جانم سجود حضرت معبود می کند

عود دلم در آتش عشقش روان بسوخت

عیبم مکن اگر نفسم دود می کند

خوش آتشی و عود خوشی سوختم سوختی

این لطف او نگر که چه با عود می کند

آن کس که می خرد غم عشقش به کاینات

نیکو تجارتی و خوشی سود می کند

رندی که می رود به خرابات عاشقان

با او برو که میل به بهبود می کند

او آفتاب عالم و ما سایه بان او

چندان غریب نیست اگر جود می کند

سید به جود بنده معدوم خویش را

می بخشدش وجودی و موجود می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام