گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

رند مست از بلا نه اندیشد

از فنا و بقا نه اندیشد

دردمندی که درد می نوشد

خوش بود از دوا نه اندیشد

هر که خمخانه می خورد به دمی

از می جام ما نه اندیشد

عقل را پیش عشق قدری نیست

پادشه از گدا نه اندیشد

بینوائی که در عدم گردد

بی وجود از فنا نه اندیشد

دو سرا را به نیم جو نخرد

بلکه از دو سرا نه اندیشد

نعمت الله گنج اسما یافت

از غنای شما نه اندیشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام