گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

مه ز برج شرف چو طالع شد

جامع صورتین واقع شد

چون جمالش در آینه بنمود

نام آئینه کون جامع شد

این عجب بین که واضع اشیاء

هم به موضوع خویش واقع شد

هر که بی جام می دمی دم زد

حیف از آن دم زدن که ضایع شد

همت ما محیط می جوید

مکنش عیب اگرچه طالع شد

یار ما نیست آنکه چون زاهد

به خیالی ز دوست قانع شد

نعمت الله چو در سخن آمد

روح قدسی رسید و سامع شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام