گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بلبل جان چو ساکن تن شد

مجلس کاینات گلشن شد

آفتاب وجوب رو بنمود

شب امکان چون روز روشن شد

گنج اسما نثار ما فرمود

نقد هر یک از آن معین شد

بود پیدا ولی نهان از ما

آمد اینجا به ما مبین شد

عین اول ظهور چون فرمود

واضح و لائح و مبرهن شد

جام گیتی نما چو صیقل یافت

حسن آمد به حسن و احسن شد

نعمت الله جمال را بنمود

نور او نور دیدهٔ من شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام