گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد

از مجلس رندان خرابات کجا شد

معنیش هم اینجاست اگر صورت او رفت

پنهان ز نظر گشت نگوئی که فنا شد

هر رند که در کوی خرابات درآمد

از دار فنا آمد و با دار بقا شد

ما جام حبابیم و پر از آب حیاتیم

سیراب شود هر که چو ما همدم ما شد

سلطان سراپردهٔ میخانه عالم

از ذوق گدایان خرابات گدا شد

صوفی به صفا دُردی دردش چو بنوشد

این درد بود صافی و آن درد دوا شد

یاری که چو ما بندگی سید ما کرد

هرچند گدا بود شه هر دو سرا شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام