گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دل دگر مارا به مأوا می کشد

خاطر ما سوی دریا می کشد

جذبهٔ او می کشد ما را مدام

حاکمست او می کشد یا می کشد

کشتهٔ عقشم و بر خاک درش

اوفتاده کشتگان را می کشد

در کشاکش عالمی آورده است

نه تن تنها که تنها می کشد

میل ما دایم سوی بالا بود

لطف او ما را به بالا می کشد

در خرابات مغان بزم خوشی است

عشق عاشق را به آنجا می کشد

زلف سید دل ز یاران می برد

و از خیالش سر به سودا می کشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام