گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

غرق دریائیم و ما را موج دریا می کشد

آبرو می بخشد و ما را به مأوا می کشد

عشق هرجائی است ما هم در پی او می رویم

او به هر جا می رود ما را به هر جا می کشد

در ازل بالانشین بودیم گویا تا ابد

جذبهٔ او می کشد ما را به بالا می کشد

ساغر گیتی نما پر می به رندان می دهد

خاطر مستانهٔ رندان ما را می کشد

با سر زلفش در افتادیم و سودائی شدیم

دل به دست زلف او دادیم و دریا می کشد

خاک پایش توتیای دیدهٔ بینای ماست

از برای روشنی در چشم بینا می کشد

در کش خود می کشد ما را به صد تعظیم و ناز

این کشاکش خوش بود چون سید ما می کشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام