گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چشم بینائی که بر او اوفتد

سر نهد بر پاش و بر رو اوفتد

هر که بر خاک درش افتد چو ما

مسکن او جای نیکو اوفتد

آفتابست او و عالم سایه بان

نور او بر ما و بر تو اوفتد

دل به دریا داده ایم و می رویم

آخر این کار تا چو اوفتد

رنگ و بوی اوست رنگ و بوی ما

گر سخن با رنگ و با بو اوفتد

بر سر کوی خرابات مغان

گر رسد مستی به یلهو اوفتد

نعمت الله ساقی سرمست ماست

برنخیزد هر که با او اوفتد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام