گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

مشرب توحید یاران خوش بود

رند مست و ذوق مستان خوش بود

بلبل مستیم در گلزار عشق

صوت بلبل در گلستان خوش بود

خوش بود دردی که او درمان ماست

درد دل می جو که نالان خوش بود

در خرابات مغان مست و خراب

ساقی ما با حریفان خوش بود

جام در دور است در دور قمر

گر به تو دوری رسد آن خوش بود

یافتم گنجینه و گنجی تمام

می کنم ایثار رندان خوش بود

نعمت الله او به ما ایثار کرد

این چنین انعام سلطان خوش بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام