گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در نظر گر نور روی او بود

هرچه آید در نظر نیکو بود

عالمی از جود او دارد وجود

بی وجود او وجودی چو بود

هر کجا شاهیست در تخت وجود

پیش آن سلطان ما آنجو بود

یک سر موئی نیابی وصل او

گر حجاب تو سر یک مو بود

هر که او گم کردهٔ خود باز یافت

روز و شب چون ما به جست و جو بود

التفاتی گر به خلوت باشدش

چشم ما خلوتسرای او بود

نعمت الله چون در آئینه نمود

دو نماید گر چو او یکرو بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام