گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هرچه ما را می رسد از او بود

چون از او باشد همه نیکو بود

ز آفتاب حسن او هر ذره ای

روشنش بنگر که آن مه رو بود

ما به او موجود و او پیدا به ما

خود نباشد هر که او بی او بود

عاقبت معشوق بنماید جمال

عاشق ار چون ما به جستجو بود

می نماید رشتهٔ عالم دو تو

در حقیقت رشتهٔ یک تو بود

سر توحید است و نیکو یاددار

هر که داند بنده را آنجو بود

نعمت الله دنیی و عقبی گرفت

این و آن بی نعمت الله چو بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام