گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چیست عالم شبنمی از نهر ما

کیست آدم عارفی در شهر ما

هرکجا بکری است در دار وجود

از سر مهر آمده در مهر ما

دهر جز نقش خیالی بیش نیست

بگذر از دهر و طلب کن دهر ما

عقل زهر است ای پسر با زهر عشق

زهر بگذار و بجو پازهر ما

رحمت ما بر غضب پیشی گرفت

لطف ما مستور کرده قهر ما

غیر ما در نهر ما دیگر مجو

خود کجا غیری بود در نهر ما

نعمت الله نعمتی دارد تمام

جمع کرده این همه از بهر ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امید نوشته:

نعمت الله عارفی بر مستی
می دهد اوا به بهر راستی

کانال رسمی گنجور در تلگرام