گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت

در آینه نموده نقش خیال صورت

هر صورتی که بینی معنی در آن توان دید

معنی آن نظر کن بنگر کمال صورت

جام جهان نمائی گر رو به تو نماید

تمثال بی مثالش باشد مثال صورت

از آفتاب حسنش مه نور وام کرده

گه بَدر می نماید گاهی هلال صورت

خوش لذتی که دارند جان و دلم همیشه

جان در هوای معنی دل در وصال صورت

خوش چشمهٔ حیاتی گشته روان به هر سو

سیراب کرده ما را آب زلال صورت

معنی و صورت ما باشند نعمت الله

می بین جمال معنی بنگر به حال صورت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام