گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آفتاب رخش جهان بگرفت

مهر رویش جهان جان بگرفت

موج زد بحر عشق و از موجش

آب حیوان جهان روان بگرفت

صورت عشق آشکارا شد

روی معنی از آن نشان بگرفت

آینه چون خیال او بنمود

به خیالش خیال از آن بگرفت

آتش شمع عشق رخسارش

جان پروانهٔ جهان بگرفت

دل ز جان سر به پای عشق افکند

دامن شاه مهربان بگرفت

عین عشق است جان سید از آن

عین او عالم عیان بگرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام