گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

فارغ از نام و نشان خواهیم رفت

رند سرمست از جهان خواهیم رفت

رخت خود را تا کناری می کشیم

ناگهانی از میان خواهیم رفت

تا نگوئی بنده ای از خواجه مُرد

ما بر زنده دلان خواهیم رفت

گر خطاب ارجعی آید به ما

عاشقانه خوش دوان خواهیم رفت

عارفان رفتند از این عالم بسی

ما دگر چون عارفان خواهیم رفت

جان ما دل زنده از جانان بود

زنده دل از ملک جان خواهیم رفت

از ازل رندانه سرمست آمدیم

نزد سید هم چنان خواهیم رفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام