گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوش آب حیاتی است روان در نظر ما

عالم همه سیراب شد از رهگذر ما

از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو

امید که جاوید بماند اثر ما

عمریست که در گوشهٔ میخانه مقیمیم

رندان همه سرمست فتاده به درما

ما غرقهٔ دریای محیطیم چو ماهی

ما را تو به دست آور و می جو خبر ما

سودا زدهٔ زلف پریشان نگاریم

تا در سر آن زلف چه آید به سر ما

خوش نقش خیالیست در این خلوت دیده

روشن بتوان دید ببین در نظر ما

هر میوه که در جنت اعلی نتوان یافت

از نعمت الله طلب و ز شجر ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هما نوشته:

خیلی زیباست…

کانال رسمی گنجور در تلگرام