گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

مطرب عشاق ساز ما نواخت

ساقی سرمست ما ما را نواخت

صاف درمان است دُرد درد دل

دُرد دردش جان بو دردا نواخت

از بلایش کار ما بالا گرفت

این بلا ما را از آن بالا نواخت

گنج اسما بر سر عالم فشاند

از کرم او جملهٔ اشیا نواخت

عالمی از ذوق ما آسوده اند

خاطر یاران ما را تا نواخت

کرده میخانه سبیل عاشقان

بینوایان را چنین خوش وانواخت

نعمت الله را به لطف خویشتن

حضرت یکتای بی همتا نواخت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام