گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوشتر از ساغر می همدم نیست

بهتر از عشق بتان محرم نیست

نوش کن جام می ای عمر عزیز

که حیاتی به از این یکدم نیست

می خورم جام غم انجام به ذوق

شادمانم ز جهانم غم نیست

عشق می بازم و می می نوشم

دارم این هر دو و هیچم کم نیست

می مستی که مرا در جام است

در خم خسرو و جام جم نیست

جام جم در نظرم هست مدام

زان سبب دیده دمی بی نم نیست

رند سرمست خوشی چون سید

جستم و در همهٔ عالم نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام