گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

او با تو ، تو را از او خبر نیست

جز عین یکی ، یکی دگر نیست

نقشی که خیال غیر دارد

صاحبنظرش بر آن نظر نیست

چون صورت دوست معنی ماست

بس معتبر است و مختصر نیست

در بحر گهر بود ولیکن

چون دُر یتیم ما گهر نیست

در کوچهٔ ما بیا و بنشین

زان کوچه مرو که ره به در نیست

ما خرقهٔ خویش پاک شستیم

از هستی ما بر او اثر نیست

خیر البشر است سید ما

گویند بشر ولی بشر نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام