گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

همه را از همه بجوی ای دوست

هر که بینی خوشی بگو ای دوست

یار و اغیار را اگر یابی

از همه بوی او ببو ای دوست

آینه پاک دار خوش بنگر

جان و جانانه روبرو ای دوست

غسل کن از جنابت هستی

که چنین است شست و شو ای دوست

خم و خمخانه را به دست آور

چه کنی جام یا سبو ای دوست

هرچه از دوست می رسد ما را

بد نباشد بُود نکو ای دوست

نزد ما موج و بحر هر دو یکی است

از همه عین ما بجو ای دوست

هر چه در کاینات می بینی

همچو ما یک به یک ببو ای دوست

نعمت الله نور چشم من است

دیده ام نور او به او ای دوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام