گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در آینهٔ عالم تمثال جمال اوست

جمله به کمالش بین کاینها ز کمال اوست

در صورت و در معنی چندان که نظر کردیم

حسنی که به ما بنمود نقشی ز خیال اوست

بزمیست ملوکانه در خلوت میخانه

مخمور کجا گنجد اینجا چه مجال اوست

حکمی به نشان آل ، از حضرت او داریم

هر حرف که می خوانیم توقیع مثال اوست

زاهد هوس ار دارد با جنت و با حوران

ما را ز همه عالم مقصود وصال اوست

در مجلس ما بنشین تا ذوق خوشی یابی

زیرا می جام ما از آب زلال اوست

این گفتهٔ مستانه از سید ما بشنو

قولی و چه خوش قولی این سحر حلال اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام