گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

همه عالم ظهور حضرت اوست

همه وابستهٔ محبت اوست

هرچه اندر وجود موجود است

غرق بحر محیط رحمت اوست

تو منی من توام دوئی بگذار

این همه نزد ما هویت اوست

تو عزیزی عزیز خواهی بود

زانکه این عزت تو عزت اوست

همه را خدمت خوشی می کن

چون همه خادمان خدمت اوست

هر خیالی که نقش می بندم

معنیش صورتی ز کسوت اوست

همه منعم به نعمت اللهند

هرچه بینیم عین نعمت اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام