گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

یاد جانان میان جان من است

عشق او عمر جاودان من است

نفس روح بخش من دریاب

که دم عیسوی از آن من است

هفت دریا به نزد اهل نظر

موجی از بحر بیکران من است

اهل بیت رسول اگر جوئی

از منش جو که خاندان من است

مجلس پر ز نعمت جنت

بزم رندان نزول خوان من است

یک زمانی به حال ما پرداز

خوش زمانی ، که این زمان من است

هر که خواهد نشان آل از من

نعمت الله من نشان من است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام