گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بندگی کن که کار نیک آن است

این چنین کار کار نیکان است

دل ما دلبری که می بیند

جان به او می دهد که جانان است

آفتابی به مه شده پیدا

گرچه او هم به ماه پنهان است

موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب

نزد ما هر چهار یکسان است

کنج دل گنجخانهٔ عشق است

خانه بی گنج کُنج ویران است

زاهدان را مجال کی باشد

در مقامی که جای رندان است

بندهٔ سید خرابات است

نعمت الله که میر مستان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام