گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دل و جانم فدای جانان است

هرچه دارم برای جانان است

دل که دم میزند ز سلطانی

چون غلامان گدای جانان است

نیست بیگانه از خدا به خدا

عارفی کاشنای جانان است

خلوت دل مقام حضرت اوست

دیگری کی به جای جانان است

مبتلای بلا اگر نالد

راحت من بلای جانان است

دل و جان را دهد به باد هوا

هر که او را هوای جانان است

نعمةالله که جان من به فداش

جان گیتی نمای جانان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام