گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گر جفا می کند وفا آنست

ور فنا می دهد بقا آنست

نور چشم است و در نظر داریم

نظری کن ببین بیا آنست

دُرد دردش بنوش و خوش می باش

دردمندی تو را دوا آنست

قدمی تو در آ درین دریا

طلبش کن که آشنا آنست

هر که غیری ز شاه ما جوید

نزد یاران ما گدا آنست

به خرابات هر که فانی شد

رند سرمست بینوا آنست

هر که گردد غلام سید ما

سید ملک دو سرا آنست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام