گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

همه عالم تن است و جان عشق است

جان و جانان عاشقان عشق است

عشق هم صورتست و هم معنی

آشکارا و هم نهان عشق است

در میان آی و در کنارش گیر

خوش کناری که در میان عشقست

عشق و معشوق و عاشق خویشیم

هرچه هستیم این زمان عشق است

عمر جاوید خوش بُود با عشق

غرض از عمر جاودان عشق است

عاشقانه در آ درین مجلس

گر تو را عشق آن چنان عشق است

نعمت الله چو نور پیدا شد

نظری کن ببین که آن عشق است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام