گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

شادمانی جاودان دارد

به غم عشق هر که مسرور است

دل ما جان خود به جانان داد

ز آن حیاتی که یافت مغرور است

جام گیتی نما چو می بینیم

در نظر ناظر است و منظور است

نور چشم است اگر نظر داری

آفتابی به ماه مستور است

زاهد ار ذوق ما نمی داند

عیب زاهد مکن که معذور است

نعمت الله رند سرمست است

در خرابات نیک مشهور است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام