گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

عالم از نور او منور شد

هرچه آید به چشم ما نور است

آینه روشن است و می بینم

در نظر ناظر است و منظور است

رند مستی که ذوق ما دارد

خوشتر از زاهدی که مخمور است

احولی گر یکی دو می بیند

هیچ منعش مکن که معذور است

آفتاب است بر همه تابان

تو گمان می بری که مستور است

جام گیتی نما سید ماست

در همه کاینات مشهور است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام