گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دل ما از منی و ما بگذشت

پا نهاد از سر هوا بگذشت

مدتی دُرد درد دل نوشید

عاقبت درد و هم دوا بگذشت

از وجود و عدم خلاصی یافت

از فنا نیز وز فنا بگذشت

ای که گوئی که ابتدا چه بود

ابتدا چیست انتها بگذشت

نقش غیری خیال می بستم

خواب بود آن خیال ما بگذشت

نود و پنج سال عمر عزیز

همه در دین مصطفی بگذشت

نعمت الله یگانه ای داند

که یگانه ز دو سرا بگذشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام