گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

صورت و معنی به همدیگر خوش است

آن چنان می در چنین ساغر خوشست

مجلس عشقست و ما مست و خراب

ما چنین هستیم و ساقی سرخوشست

هر که او با ما درین دریا نشست

از سرش تا پاشنه در زر خوشست

جان به جانان دل بدلبر داده ایم

در دل ما عشق آن دلبر خوشست

گوهر در یتیم از ما بجو

گر به دست آری چنین گوهر خوشست

عود دل در مجمر سینه بسوخت

بوی خوش ما را درین مجمر خوشست

نعمت الله دارد از سید نشان

این نشان آل پیغمبر خوشست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام