گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دامن دلبر اگر آری به دست

نیک باشد ور نیاری آن به دست

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چشم مستش توبهٔ ما را شکست

چشم ما بسته خیالش در نظر

نور دیده خوش به جا دارد نشست

شاهبازی رفته بود از دست ما

باز آمد شاهباز ما به دست

حق پرست کاملی دانی که کیست

آنکه او از خودپرستی باز رَست

عاقلان در نیست و هست افتاده اند

عشقبازان فارغند از نیست و هست

در خرابات مغان دیگر مجو

همچو سید نعمت الله رند و مست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام