گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

قدمی نه در آ در این دریا

عین ما جو به عین ما از ما

هر که با ما نشست از ما شد

بلکه گر قطره بود شد دریا

نظری کن حباب و آب نگر

یک وجود است این و آن اسما

دیدهٔ عالم است از او روشن

می‌نماید چو نور در اشیا

آینه صد هزار می‌ بینم

در همه روی او بود پیدا

ذوق ما را نهایتی نبُود

ابتدا نیست و انتها آنجا

شعر سید به ذوق می ‌خوانش

چه کنی قول بوعلی سینا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام