گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نعمت الله امام رندان است

نور چشم تمام رندان است

باز از دولت چنان شاهی

همه عالم به کام رندان است

دور رندی و وقت میخواریست

روزگار نظام رندان است

قول مستانه ای که میشنوی

دو سه حرف از کلام رندان است

آن سلامی که سنت است به ما

در حقیقت کلام رندان است

آن شرابی که روحت افزاید

جرعه ای می ز جام رندان است

شاه ما حکم انّما دارد

آن نشانش به نام رندان است

به خرابات رو خوشی بنشین

این نصیحت به نام رندان است

بزم عشقست و عاشقان سرمست

سید ما غلام رندان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام