گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چشم ما روشن به نور الله ماست

همچو نور روی نور الله ماست

هست نور الله را خیری دگر

پادشاهست او و این و آن گداست

جز وصال او نمی خواهم دگر

غیر عشق او دگر باد صبا است

از برای عمر جاویدان او

دایما ورد زبان ما دعاست

هر که بد گوید ورا نیکش مباد

بر صوابست او و بر دیگر خطاست

آفتاب ار نور رویش روشنست

مه ز عکس روی خوبش با صفاست

باشد او سر ، خلیل الله من

لاجرم سر حلقهٔ هر دو سراست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام