گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چشم ما نور خدا بنمایدت

دیدهٔ ما بین که تا بنمایدت

در صفات جام می ما را نگر

تا به تو مستی ما بنمایدت

گر در این دریا درآئی همچو ما

عین ما روشن تو را بنمایدت

وا مکن از نور رویش دیده‌ام

تا جمال کبریا بنمایدت

گر تو در کنج فنا ساکن شوی

عاقبت گنج بقا بنمایدت

خودنمائی می کنی با عاشقان

در دوئی آن یک کجا بنمایدت

نعمت الله جو که نور روی او

آنچه خواهی حالیا بنمایدت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام