گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در سراپردهٔ دل خلوت جانانهٔ ماست

جنت ار می طلبی گوشهٔ میخانهٔ ماست

خواجهٔ عاقل ما گرچه کمالی دارد

بندهٔ بندگی عاشق دیوانهٔ ماست

گنج عشقی که همه کون و مکان می جویند

گو بیایید که آن در دل ویرانهٔ ماست

آتش عشق برافروخت چنین شمع خوشی

عقل بیچارهٔ پرسوخته پروانهٔ ماست

آب حیوان به مَثل از می ما یک جامی است

حوض کوثر چه بود جرعهٔ پیمانهٔ ماست

در خرابات مغان بر در میخانه مدام

مجلس اهل دلان مجلس شاهانهٔ ماست

سخن سید رندان چو بخوانند به ذوق

بشنو ای دوست که آن تحفهٔ مستانهٔ ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام