گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عشق جانان در میان جان ماست

گنج معنی در دل ویران ماست

ما به درد دل گرفتار آمدیم

وین عجب کاین درد دل درمان ماست

هر کسی را کفر و ایمانی بود

زلف رویش کفر و هم ایمان ماست

زاهدی باری به شأن عقل تو است

عشق بازی آیتی در شأن ماست

ما به عشق او به میدان آمدیم

گوی عالم در خم چوگان ماست

از شراب ناب بی غش سرخوشیم

مستی ما از می جانان ماست

در سماع عارفان در کنج دل

زهره قوال و قمر رقصان ماست

سید خلوت سرای وحدتیم

نعمت الله از دل و جان آن ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام