گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۴۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نعمت الله ماست پیر ولی

یادگار محمد است و علی

نعمت الله هست و خواهد بود

نعمت لایزال لم یزلی

یاد او کرده ام به روز و شب

ذکر او گفته ام خفی و جلی

نعمت الله را مشو منکر

ور شوی کافری و در خللی

حق تعالی به او کرم فرمود

ذوق جاوید و عشق لم یزلی

ابدی باشد ای برادر من

هر عطائی که آن بود ازلی

رافضی نیستم ولی هستم

مؤمن پاک و خصم معتزلی

مذهب جد خویشتن دارم

بعد از او پیرو علی ولی

سید ملک نعمت اللهم

با چنین بنده ای چه در جدلی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام