گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

غیر حق باطلست تا دانی

عقل از این غافل است تا دانی

موج بحریم و عین ما آبست

عالمش ساحلست تا دانی

هر که عالم نشد به علم رسول

به خدا جاهلست تادانی

آنکه دانست این سخن به تمام

بندهٔ کاملست تا دانی

هر تجلی که بر دلت آید

از خدا نازل است تا دانی

هر که غیر از خداست ای درویش

همه بی حاصل است تا دانی

کشتهٔ عشق و زنده ام جاوید

سیدم قاتل است تا دانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام