گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۵۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

درد می‌کش که تا دوا یابی

درد می‌نوش تا صفا یابی

ای که گوئی خدای می‌جویم

بگذر از خود که تا خدا یابی

گر نوایی ز عارفی جویی

بینوا شو که تا نوا یابی

گر گدائی کنی چو درویشان

هر چه خواهی ز پادشا یابی

بزم عشق است و عاشقان سر مست

به ازین مجلسی کجا یابی

از فنا خوش بقا توانی یافت

رو فنا شو که تا بقا یابی

نعمت‌اللّه را اگر جویی

به خرابات رو که تا یابی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام