گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۳۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه

هم سیدیم و بنده هم چاکریم و هم شاه

جام می لطیف است این جسم و جان که داریم

در باطن آفتابیم در ظاهریم چون ماه

گاهی چنین که بینی بر تخت چون سلیمان

گاهی چنانکه دانی چون یوسفیم در چاه

رندیم و لاابالی سرمست در خرابات

با ساقئی حریفیم دایم به گاه و بیگاه

در راه بی کرانه ما می رویم دایم

گر عزم راه داری ما با تو ایم همراه

ای بنده بندگی کن تا پادشاه گردی

زیرا که پادشاهند این بندگان درگاه

توقیع آل دارد حکم ولایت ما

باشد نشان آن حکم بر نام نعمت الله

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام