گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۳۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

از همه پنهان و پیدا از همه

کی شناسد این سخن را بر همه

آفتابی می نماید ماه ما

این چنین نوری بود در خور همه

می برنگ جام پیدا آمده

یک شرابست او ولی ساغر همه

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای

عاشقانه همچو ما می خور همه

لطف او مخمور کی ماند کسی

مست گرداند می و دلبر همه

جام می بشکست و می بر ما بریخت

خرقهٔ ما شسته شد دفتر همه

عالمی چون آینه روشن شده

می نماید سید ما در همه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام