گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۲۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نوریست به چشم ما نموده

در جام جهان نما نموده

هر آینه که دیده دیده

آئینه به ما خدا نموده

باطن بنگر که پادشاه است

در ظاهر اگر گدا نموده

ما دُردی درد نوش کردیم

این درد به ما دوا نموده

بر دار فنا برآ که ما را

در عین فنا بقا نموده

در بحر محیط غرق گشتیم

ماهیت ما به ما نموده

بیگانه ندیده سید ما

او را همه آشنا نموده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام