گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده

خوشتر به ازین نقش که بستیم که دیده

در نقش سراپردهٔ این دیده نظر کن

کان نقش نگاریست که در دیده بدیده

گفتم که لبت بوسه دهم گفت ببوسش

شیرین تر ازین قول که گفته که شنیده

در کوی خرابات مغان مست و خرابیم

از دردسر زاهد مخمور رمیده

با ساقی سرمست حریفیم دگر بار

یک جام شرابی به دو صد جم بخریده

دیشب ز در خلوت ما شاه درآمد

مهمان عزیزیست که از غیب رسیده

خلق حسن و خوی حسینیست که او راست

چون سید ما کیست به اوصاف حمیده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام